| در اين بن بست |
|
دهانات را ميبويند
مبادا که گفته باشي دوستات ميدارم.
و عشق را کنار ِ تيرک ِ راهبند تازيانه ميزنند. عشق را در پستوی خانه نهان بايد کرد در اين بُنبست ِ کجوپيچ ِ سرما
آن که بر در ميکوبد شباهنگام به کُشتن ِ چراغ آمده است. نور را در پستوی خانه نهان بايد کرد
آنک قصاباناند
بر گذرگاهها مستقر
و تبسم را بر لبها جراحي ميکنند و ترانه را بر دهان. شوق را در پستوی خانه نهان بايد کرد کباب ِ قناری
ابليس ِ پيروزْمست سور ِ عزای ما را بر سفره نشسته است. خدا را در پستوی خانه نهان بايد کرد | ||||||||||||||||||||||||||
تا یه ماه پیش زندگی من پر از عذاب و درد بود! جدی می گم شاید تو کل عمرم دو سه بار اونقدر اعصابم از بابت وقایعی که دورم اتفاق می افتاد ناراحت بودم. از یه سری مسایل خصوصی بگیر تا امتحانات و ...، ولی تو این یه هفته به جاش عشق دنیا رو کردم، تا می تونستم خوشی کردم! که در همین حین اخبار خوب هم باعث سرخوشی افزونتر من می شد یکیش اینکه آخر پس از یک سال سیگنال برداشتن و حذف کردن جزو ۷ نفری بودم که در ۶۰ نفر دانشجوی دانشگاه که این درس رو پاس کردم! و از همه مهمتر اینکه امروز هم با یک سری شارلاتان بازی ها در تابستون درس مخابرات گرفتم! از این بحث ها بگذریم پرسپولیس رو بگو ! امپراطور برگشت!!! و چه یارگیری ای کرد این داریوش خان شهید فوتبال ، اگه جام رو همین الان بدن پرسپولیس سنگینتره! هیمین الان خالمینا اومدن! بقیش فردا...
ولی فعلا به دلیل امتحانات تا ۱۸ تیر خداحافظ![]()
راستی پیروزی استقلال نیز تبریک
هرچند من قرمزم ولی بعد از قرمز ،آبیم به دلیل حس تهرانسیونالیستی!![]()
راستی با خاموشی ها خوش می گذره!؟![]()
ایران یعنی هر روز بدتر از دیروز!